پس از خودسوي يك دستفروش تونسي كه به انقلابي در آن كشور منتهي شد،و تهديد چند جوان ردني و مصري به خودسوزي در ملا عام،آيت الاغ شيخ پشم الدين ياخچي آبادي فتواي مشعشعي به شرح زير صادر كرد:
“اليوم دستفروشي و خودسوزي به اي كان نحو في حكم مبارزه با نائب امام زمان حرام مي باشد.”
فتواي جديد علما در مورد خودسوزي و دستفروشي ژانویه 24, 2011
نامه تاریخی فتحعلیشاه قاجار به سفیر ایران در استانبول دسامبر 14, 2010
اولاً بر ذمت همت تو لازم است که بدرستی تحقیق کنی که وسعت ملک فرنگستان
چقدر است؟ کسی بنام پادشاه فرنگ هست یا نه؟ و در صورت بودن، پایتختش کجاست؟ ثانیاً فرنگستان عبارتست از چند ایل شهرنشین؟ خوانین و سرکردگان ایشان کیانند؟ ثالثاً در باب فرانسه غوررسی خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر دارد؟
بناپارت نام کافری که خود را پادشاه فرانسه میداند کیست و چه کاره است؟ رابعاً در باب انگلستان تحقیق جداگانه و علیحده بکن و ببین اینان که در سایه ماهوت و قلمتراش اینهمه شهرت پیدا کرده اند، از چه قماش مردم و از په قبیل قومند؟ اینکه می گویند در جزیر ای ساکنند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت غالبشان ماهی است، راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور می شود که یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟ پس از آن در حل این مسئله که اینهمه در ایران در دهنها افتاده است، صرف مساعی و اقدام بنما و لیک بفهم که در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟
خامساً بعلم الیقین تحقیق بکن که کمپانی هند که اینهمه مورد مباحثه و گفتگو است با انگلستان چه رابطه ای دارد؟ و بنا با شهر اقوال، عبارتست از یک پیره زن و بالعی قول بعضهم مرکب است از چند پیره زن؟ آیا راست است که “مرغریت” یعنی خداوند تاتاران زنده و جاوید است و او را مرگ نیست یا اینکه فناپذیر است؟
همچنین در باب این دولت لاینفهم انگلستان با دقت تمام وارسی نموده بدانکه چگونه حکمرانی است و صورت حکمران او چیست؟ سادساً از روی قطع و یقین غور و بررسی حالت ینگه دنیا را نموده و در این باب سر موئی فرونگذار. سابعاً و بلکه اخیراً تاریخ فرنگستان را بنویس و در مقام تفحص و تجسس آن بر آی که اسلم شقوق و احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه بشاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟
باختر امروز سال دو شماره 17
بابک خرمدین نوامبر 6, 2010
در پاسخ به اراجیف نوکران الهام علیف:
گیرم که بابک را به “بای بک” تغییر دادید، با خرمدین چه می کنید؟
ستون دین اوت 8, 2010
حدیث داریم که ”نماز ستون دین است”
بر اساس احکام اسلامی، یکی از مبطلات نماز باد معده است.
.
.
.
.
طبق قواعد منطقی: دین اسلام با باد معده نابود میشه.
حاج رضايي کارشناسي براي تمام فصول ورزشي ژوئیه 1, 2010
کارشناس فوتبال لیگ برتر فوتبال ایران
کارشناس لیگ فوتبال تمام کشورهای اروپایی مثل ایتالیا، انگلیس ، اسپانیا
کارشناس تمیهای ملی فوتبال آسیایی، اروپایی، امریکایی
کارشناس لیگ دسته اول کشور
کارشناس . . .
بابا تو دیگه کی هستی
حاجي ما را گرفتين؟ آوریل 12, 2010
چند نقل قول از آخوندها در حالات مختلف:
آخوند سياسي :
امام جعفر صادق : شوخی مکن که روي مردم به تو باز شود و بر تو دلیر شوند.(کافی ج۴ ص۴۸۸) …. امام جعفر صادق : خنده بسیار دل را بمیراند ودین را آب کند(کافي، ج4، ص 486) ….امام جعفر صادق : خنده بسیار آبرو را می برد. (کافی ج۴ ص۴۸۷) .
آخوند اعتقادي :
امام علي عليع السلام: بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.
نتيجه:
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان خلق عالم را همه رنجور می خواهند
تمام مرده شویان راضیند برمردن مردم
بنازم مطربان کاین خلق را مسرور مي خواهند
سانديس مضاعف آوریل 10, 2010
از بسيجيه ميپرسن چرا ميگي “سال کار مضاعف، همت مضاعف”؟ يه دفعه بگو سال کار و همت مضاعف.
ميگه آخه ايجوري سانديس مضاعف ميدن!!!!
خودشيفتگي ده نمکي در دارا و ندار آوریل 5, 2010
يکي از تبعات طي کردن يک شبه پله هاي ترقي از راههاي ميانبر (مثل کارگردان شدن يک چماق بدست) حس نارسيسيسم يا خودشيفتگي است که تمام زندگي آنها را دربر مي گيره. به گفته روانشناسان مشخصههایی كه در اختلال شخصیت خودشیفته به چشم میخورد، شامل خودبزرگپنداری، نداشتن همدلی با دیگران، استفاده از دیگران برای رسیدن به مقاصد خود و نیاز به تایید شدن از طرف دیگران است. اين افراد در هر جايي که پا مي گذارند اقدام به خالي کردن عقده هاي ارضاء نشده خود مي کنند.
يکي از قسمتهايي که در سريال دارا و ندار مورد توجه قرار نگرفت، صحنه عقدي بود که پس از لوندبازيهاي چند خانم هنرمند!! حاج آقا اقدام به خواندن خطبه عقد کرد و در کمال ناباوري نام داماد را “مسعود ده بزرگي” که شباهت زيادي به نام کارگردان داشت اعلام کرد.
جا داره آقاي ده نمکي در فيلمهاي بعدي اش يک نوشابه هم به افتخار خود بازکرده يا لااقل مقابل آينه از رخ زيبايش يک لب جانانه هم بگيره.
واقعاً که ايول داري مسعودخان. . .






